تبلیغات
LOGAR PROVINCE WEBSITE - زنده گی نامۀ حضرت محمد عثمان پادخوابی لوگری مشهوربه مولانا

 

زنده گی نامۀ حضرت محمد عثمان پادخوابی لوگری مشهوربه مولانا

نویسنده: سید حشمت الله (ابوالشاهی)

مراد ما شرح احوال روحانی و آثار شخصی است که او را مولانای قرن نزده می نامند و از او بر روایاتی بین 18- 23 اثر مطبوع نظم و نثر به جا مانده است که درکتاب تاریخچۀ مختصر افغانستان جلد دوم صفحه 223 فقط یک پاراگراف به قلم توانای علامه حبیبی درج گردیده است و نیز در مجلۀ آریانا سال 1321 و مجلۀ خراسان دو مقاله وی به چاپ رسیده است

 مولانا پادخوابی درقرن نزدهم خدمات قابل وصفی را جهت غنامندی فرهنگ مادی و معنوی کشورانجام داده است .

او 221 سال قبل از امروز چشم به جهان گشوده است به رویت آثارخودش درسال 1207 هـ . ق متولد و به سال 1287 هـ . ق چشم از جهان پوشیده است .

مولانا محمد عثمان پادخوابی از پیروان طریقه حضرت بهاءالدین ( شاه نقشبند ) بوده و صاحب 18- 23 اثر منظوم و منثور است ؛ که آثارمعروف او عبارت اند ازبحر الحیوان  منظوم ، یوسف و زلیخا منظوم ، گلچین بساطین منظوم و منثور است . مولانا محمد عثمان پادخوابی درعصر خود بی مانند بوده و احوال و مقام معنوی او از لابلای سخنانش قابل درک است . وی همه مقامات و طریقه ها را پیموده است . خلف مولانا پادخوابی همچون مولانا جلال الدین بلخی ( رح ) در بلخ و سپس در قونیه به اوج شهرت رسیده اند که از جمله اولاده ها ی جناب مولانا پادخوابی یکی مفسرمشهور قرآن کریم مولانا یعقوب چرخی میباشد که دراواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم می زیست که بسیاری از احفاد وی به درجه بلند کمال و دانش دست یازیده اند .

حضرت مولانا پسر نوبالغ بود که به طریقت روی آورد  واولین اقامت او در( بینی حصارکابل) بود بعد از چند ماهی به حضور حضرت شیخ سعدالدین انصاری ( رح ) در منطقه ده یحیای کابل روانه شد سپس راه لغمان را پیمود و بعد راهی ملک پهناور هندوستان گردید و در خانقاه باسول شتافت و از آن به بعد به حضور سید محمد نمتک ( رح ) در دره کنر اقامت گزید و به حضور شیخ امجدش ( صاحب لمنتک )راه یافت .

روزی حضرت لمتکی ( رح ) او را وظیفه سپرد که وقتی حیوانات را به سحرا به چر اگاه می برد در همان ساعت معین همه را دریک حلقه جمع نموده و منتظر شیخ امجدش باشد . او چنان کرد و وقت موعود در رسید حضرت شیخ نیز پدیدار گشت که همه حیوانات در یک دایره به ادب خوابیده اند حضرت حیوانات را به توجه خاصی که بر وی اعطا گردیده بود بر حیوانات نگاه کرد و همه حیوانات به شکل تضروع آمیزی ایستادند و مولانا درحدود 26 و 27 سا له گی قرارداشت این حالت را تماشا نموده به حیرت افتاد . چون حضرت صاحب لمتکی به هوش آمد از مولانا احوال حیوانات را پرسید ؛ولانا گفت : از رخسار همه حیوانات این گفته پیداست . از آنست که او را پادخوابی نیز می گویند که حیوانات را در چراگاه در یک حلقه خوابانده بود .

چند بیت از بحرالحیوان او را به گونه نمونه ذکرمی نماییم :

ای دبیر مخزن اسرار ما

خاتم تحریر کارو بارما

ای ظهور گنج حکمت های ما

ای طبیب رنج و علت های ما

ای صفای سینه ی مجروح ما

راحت فرخنده گی روح ما

وقتی به آثار مولانا پادخوابی ( رح ) دقیق گردی و به روح بزرگ روحانی او نظر اندازی خویشتن را دربحر سخنانش مغروق خواهی یا فت :

ز عشق عاشقان مست گویم

ز حسن ُدلبران مست کویم

کسی کز ناله عشقم بخواند

بس از شور و طرب دستی نشاند

طرب آرد درون نازنین را

فشاند دامن وهم آتشین را

مولانا صاحب قبل از آنکه بر مسند کمالات هدایتی بنشیند یک اثر را به نام تحفۀالقلوب نگاشته بود که برای سالکین مبتدی تحفۀ بزرگ است

بهتر است با درج پارچه شعر مولانا صاحب پادخوابی معرفی آثار او را از زبان خودش بشنویم .

جوانی رفت و کهلیم سرامد

سخن با نازکی با زیور آمد

گذشت از وقت ایام چهل و پنچ

درین دانش مرا تاشد مهیا گنج

به ایام جوانی اول کار

عجایب ساختم منظوم اخبار

پسان در گلشن اسرار گشتم

به نظم و یثر کوهر بار گشتم

دلم آشفته شد آن لعل لب را

طرب افروختم بزم طرب را

از آن پس نزهت المشتاق گفتم

سراسر گوهر عشاق گفتم

چو      درخفته شد کاروبارم

به گلچین بساطین روزگارم

همان تازی زبان جامع النصوص است

که علم فقه را همچون خصوص است

ز کار و بار گلچین رای پرداخت

علم در مشرق انوار انداخت

چو زو فارغ شدم در باز کردم

سرود بحر حیوان ساز کردم

عروس بحر حیوان میخ جان شد

حیات العاشقین درمن بیان شد

چو ختم شعر را انشا نمودم

به تازی عروت الوثقی نمودم

چو از ترکیب او پرداخت کارم

به اشجار مشایخ برد بارم

ضمیرم چون ز شغلش فارغ آمد

شموس بحر حیوان بازغ آمد

چو رخشم کرد جولان میغ معمار

به این سرنامه عشقم سرو کار

به توفیق الهی این به سر شد

گرم عنوان ازین زیرو زبرشد


  • آخرین ویرایش:-